تبليغاتX
آسمونی

آسمونی



خنده بازار


یه روز یه موتوری میزنه به یه گنجشک

گنجشکه بیهوش میشه

موتوریه گنجشک رو میبره خونه میذارتش توی قفس

گنجشک وقتی به هوش میاد شروع میکنه به جیغ زدن و میگه:

وای خاک بر سرم موتوریه مرد.....!!!! 

www.pentiumfour.blogfa.com


یه روز قزوینیه میره روبات بخره

صاحب روبات بهش میگه:

 این روبات دستاش همزنه

پاهاش نردبامه

شکمش لباسشوییه

قزوینیه روبات میخره و خوشحال میبره خونه

فردا که میشه گشاد گشاد میره دم مغازه ای که روباتو از اونجا خریده بود

به صاحب مغازه میگه :بابام جان چرا بهم نگفتی کونش جارو برقیه...!


ترکه تو قایق بوده یهو یه پری میاد بهش چشمک میزنه

ترکه میگه جل الخالق.همه چی دیده بودیم:

اسب ماهی-  فیل ماهی - اردک ماهی

ولی تا حالا جنده ماهی ندیده بودیم..!!!! 


يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكي‌يكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره

ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو مي‌شه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و

تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه،‌ از يكي

ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا

دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن

چيزي ببيني؟!! 


تركه رشتيه رو تو خيابون مي‌بينه، بهش ميگه: سلاااام اكبر آقاي گل! رشتيه ميگه: ديگه سلام بي

سلام، خانم مُرد!!!        

                                           www.pentiumfour.blogfa.com


يه زنه انگليسيه و يه تركه تو آسانسور بودن . زنه شروع ميكنه لخت شدن و به تركه ميگه: يه كاري كن

كه احساس كنم واقعاً زنم، تركه هم شروع ميكنه لباساشو در مياره، بعد ميندازدشون جلوي زنه، ميگه:

اينا رو بشور بعد هم اتوشون كن!!!    

                                                        پنتيوم فور دات بلاگفا دات كام


            نظر يادتون نره....     


           

 

نوشته شده در هفتم مهر 1384ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط شاهین |

پاییز

با سلام خدمت تمامی دوستانم.با فرا رسیدن فصل پاییز شعری از فروغ را خوب دیدم که برای

شما بنویسم:

از چهره طبیعت افسونکار

بربستم دو چشم پر از غم را

تا ننگرد نگاه تب آلودم

این جلوه های حسرت و ماتم را

پاییز ای مسافر خاک آلود

در دامنت چه چیز نهان داری

جز برگهای مرده و خشکیده

دیگر چه ثروتی به جهان داری

جز غم چه می دهد به دل شاعر

سنگین غروب تیره و خاموشت؟

جز سردی و ملال چه می بخشد

بر جان دردمند من آغوشت؟

در دامن سکوت غم افزایت

اندوه خفته میدهد آزارم

آن ارزوی گمشده می رقصد

در پرده های مبهم پندارم

پاییز ای سرود خیال انگیز

پاییز ای ترانه محنت بار

پاییز ای تبسم افسرده

بر چهره طبیعت افسونکار

www.pentiumfour.blogfa.com

 

 

 

نوشته شده در یکم مهر 1384ساعت 8:13 بعد از ظهر توسط شاهین |


.:: سهيل عشق احمد ::.


.:: LOGO ::.

لوگوي شما

لوگوي شما