تبليغاتX
آسمونی

آسمونی



تموم قصه هام

این شعر زیبا از آقای مسعود فرد منش رو تقدیم میکنم به کسی که هیچ وقت فراموشش

نمیکنم(ب.گ).امیدوارم که شما دوستان عزیز هم از ای شعر خوشتون بیاد.حتوا این شعر رو

تا آخر بخونید .خالی از لطف نیست...

 

من تموم قصه هام قصه توست     اگه غمگينه اون از غصه توست

يه دفعه مثل يه آهو   توي صحراها رميدی

بس كه چشم تو قشنگ بود   گله گرگ رو نديدي

دل نبود توي دلم    تو رو گرگها نبينن

اونا با دندوناي تيز       به كمينت نشينن

الهي من فداي تو   چيكار كنم براي تو

اگه توي اين بيابونا   خاري بره به پاي تو

يه دفعه مثل پرنده   قفس عشق رو شكستي

پر زدي تو آسمونا   رفتي اون دورا نشستي

        دل نبود توي دلم   گم نشي تو كوچه باغا  

غروبا كه تاريكه   نريزن سرت كلاغا

نخوره سنگي به بالت   پرت نشه فكرو خيالت

من تموم قصه هام قصه توست   اگه غمگينه اون از غصه توست

يه دفعه مثل يه گل   رفتي تو دست خزون

سيل بارون و تگرگ   ميومد از آسمون

بردمت تو گلخونه   كه نريزه رو سرت

كه يه وقت خيس نشه   يخ كنه بال و پرت

نشكني زير تگرگ   نريزه از تو يه برگ

من تموم قصه هام قصه توست   اگه غمگينه اون از غصه توست

يه دفعه مثل يه شمع   داشتي خاموش ميشدي

اگه پروانه نبود   تو فراموش ميشدي

آره پروانه شدم   تا پرام سوخته شه

تا آتيش دل تو   به دلم دوخته شه

كه بسوزه پرو بالم   كه راحت بشه خيالم

دارم از تو مينويسم   تو غم داره نگات

اگه دوست داشتي بگو   تا بازم بگم برات

اينقدر ميگم تا خسته شم   با عشق تو شكسته شم

من تموم قصه هام قصه توست   اگه غمگينه اون از غصه توست

www.pentiumfour.blogfa.com

www.pentiumfour.blogfa.com

نوشته شده در بیست و سوم خرداد 1384ساعت 4:8 بعد از ظهر توسط شاهین |

لبخند بزنید...

۱) ترکه نماز قضا زیاد داشته کاربن میذاره زیر جا نمازش.

۲) ترکه میره خواستگاری پدر و مادر دختره جوابش میکنن.  میگن دختر ما داره درس میخونه.

ترکه میگه اشکال نداره : من میرم ۲  ساعت دیگه میام.

۳) به ترکه میگن میدونی امام حسین کجا شهید شد: میگه نه..!

- میگن تو کربلا. ترکه میگه: خوش به سعادتش...!

۴) سوسکه جو حال و حوای جنگ میگیرتش  به خودش نارنجک میبنده میره زیر دمپایی...

اینم یه عکس خنده دار ...

www.pentiumfour.blogfa.com

 

نوشته شده در بیست و یکم خرداد 1384ساعت 5:40 بعد از ظهر توسط شاهین |

با هم بخندیم

۱) یه بار عربه جونش به لبش میرسه تف میکنه میمیره...

۲) ترکه یه شب تو خواب از یه نفر ناجور کتک میخوره " شب بعد با بچه محلاشون میخوابه...

۳) یه روز عربه یه پلیس رو میکشه زنگ میزنه ۱۱۰ میگه: حالا شدین ۱۰۹تا.

                                                  www.pentiumfour.blogfa.com

نوشته شده در نوزدهم خرداد 1384ساعت 7:37 بعد از ظهر توسط شاهین |

پیام تبریک

راهیابی تیم ملی  ایران به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان را به تمامی دوستان و فوتبال دوستان عزیز تبریک

عرض میکنم.

امید وارم که تیم ملی توی جام جهانی هم خوش بدرخشه...

 

تيم رويايي تاريخ ايران

www.pentiumfour.blogfa.com

www.pentiumfour.blogfa.com

نوشته شده در نوزدهم خرداد 1384ساعت 1:43 بعد از ظهر توسط شاهین |

پیام تسلیت

بدین وسیله رحلت جان گداز پرنده زیبای خوشبختیمان:

جناب حاج بلبل خرمایی عزیز را به همه پرنده بازان مسلمان تسلیت عرض مینمایم.

 

زنده ياد حاج بلبل خرمايي عزيز

نوشته شده در پانزدهم خرداد 1384ساعت 2:41 قبل از ظهر توسط شاهین |

از یه بسیجی میپرسن : دو خط موازی چیه؟

میگه: دو خط موازی دو خطی هستند که هیچگاه به هم نمی رسند

مگر به دستور مقام معظم رهبری

نوشته شده در دوازدهم خرداد 1384ساعت 6:28 بعد از ظهر توسط شاهین |

سربازی

سلام

امروز ميخواهيم يه شعر از سربازی برای شما  توی وب بزاريم.البته شايد فقط اونايی که

خدمت رفتن معنی شعر را درک کنند.

اما با اين اوضاع احوال همه يه روزی اين شتر را تجربه ميکنن. پس نگران نباشيد شما هم

 ميرويد وخوب درک ميکنيد.

اين از سياوش جون بوده که به اين حال وروز در آمده.(سعی کنيد با آهنگ خودش بخونيد)

 

تو که بارون و نديدی.....

 

تو که خدمت رو نديدی  /  زور پاسدار نکشيدی   /    از سختی روزگار خدمت ميکنی

تو که خوابی توکه بيدار / تو که هستی گاهی بيکار/  لحظه های شب وبا دخترا قسمت ميکنی

من بشناس که هميشه/ وقت پستام پشت شيشه/ من خشکيده وظيفه/ توی برجکم هميشه

سال گنگ دوهزارو / خدمتو شهر کازیلند رو  / تو که نيستی که ببينی / شب سخت پست ما رو

پاسدارای بی مروت / پله های پشت برجک  /  تو نبودی که ببينی /  شب تلخ  برج ما رو

                                                                          تقديم به تمام سربازان

 

آخي دلم كباب شد...

نوشته شده در دوازدهم خرداد 1384ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط شاهین |

عکس تو

باز در کلبه تنهایی خویش

عکس روی تو مرا ابری کرد

عکس تو خنده به لب داشت ولی...

اشک چشمان مرا جاری کرد

 

www.pentiumfour.blogfa.com

نوشته شده در پنجم خرداد 1384ساعت 4:42 بعد از ظهر توسط شاهین |


.:: سهيل عشق احمد ::.


.:: LOGO ::.

لوگوي شما

لوگوي شما